ميرزا حاجى بابا محمد تقى شيرازى

68

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى )

و بسا لازم مىشود كه از حقنه‌اى از مرهم‌ها ؛ مثل « سفيداب » يا « مرهم مرداسنگ » يا « مرهم داخليون » - كه از لعابات و مرداسنگ مىسازند - استفاده كرد كه نسخهء آنها در علاج قروح و جروح ذكر خواهد شد . « 1 » امّا اگر چرك و خون بعد از دفع فضول مدفوع واقع شود ، معلوم مىشود كه از امعاى بالاتر از اعور - يعنى دقاق ، صائم و اثنى عشر - خون مىآيد و خراش و قرحه در آنهاست و اگر خون زياد بعد از مدفوع بيايد ؛ خصوصا اگر بدون چرك و صديد و مده باشد ، معلوم است كه از كبد مىآيد . در اين صورت « 2 » لازم است كه از باسليق يا اكحل يا اسيلم دست راست او را فصد كنند و سپس ، سه مسهل از مسهلات مذكوره به او بنوشانند [ ؛ يعنى به او بنوشانند فلوس مزلق يا روغن كرچك و روغن بادام ؛ زيرا غير از اين دو مسهل مغرّى ، ساير مسهلات ، موجب سحج و خراش امعاء مىشوند و لذا مولف مىگويد : ] كه البته در زلق‌ها نبايد اين مسهلات را داد . و بعدا لازم است كه به اصلاح كبد و تسكين حرارتش پرداخت ؛ يعنى در غير مبتلايان به زلق المعدة و الامعاء ، هر روز صبح شيرهء خنكى از دو مثقال از هريك از تخم گشنيز و تخم خرفه و تخم خشخاش و يك تا دو مثقال تخم حمّاض و دو مثقال از مغز هستهء آلبالو كه همه را برشته كرده و كوفته و شيرهء آنها را در عرق نيلوفر يا بيدمشك كشيده و سياهى تخم خرفه را كاملا بگيرند و يك تا دو مثقال طباشير صدفى را نرم كوفته و در صاف شده‌اش سائيده كه جزء آب شود و با قند بياشامند . و در صورت زيادى خون ، نيم مثقال از هريك از گل مختوم ، پادزهر معدنى و كهرباى شمعى را در آن بسايند . امّا در مبتلايان به زلق المعدة و الامعاء ، يك يا دو دانه آملهء پرورده را

--> ( 1 ) . چنين بحثى در مطالب آينده يافت نشد ، اما ما در فهرست اصطلاحات در ذيل عناوين « مرهم داخليون » و « مرهم مرداسنگ » و « مرهم سفيداب » آن‌ها را ذكر كرده‌ايم . م . ( 2 ) . به نظر مىرسد كه اين معالجه ، براى خونريزى كبدى و بالاتر از اعور هر دو است ؛ چنان كه از مقارنه با ساير كتب طبى ظاهر مىشود . محرر .